برشي از«سرشاخه هاي تبعيدي زمان
نقد ـ معرفي مجموعه شاعران خانه ادبيات افغانستان
حفيظ الله شريعتي سحر
اشاره:
به همت خانه ادبيات افغانستان، چهارمين شمارهي مجله تخصصي «فرخار»
(ويژه شعر) از چاپ خارج شد. در اين شماره مطالب، مقالات، نقد و شعرهاي زيادي وجود دارد
که ما در اين بخش از 11 نقد و معرفي جناب آقاي حفيظ الله شريعتي، بُرشي را انتخاب
کرديم که به نقد و معرفي اجمالي «گنجشک تبعيدي» اختصاص دارد.:
شگردهاي هنري در عرصهي سرايش، در مجموعهي گنجشک تبعيدي
نکات قابل تأمل فراواني دارد. در حيات شاعرانش، درست همانند هر شاعري در فرآيند
تجربه اش، با فراز و فرودهايي همراه است. با همهي اين گذرگاههاي بازيک ادبي، وي
شاعري سخت کوش و ايستاده بر سکوي شعر وطنش است. وي با کاربرد زبان در پيوند با
بافت واژه گاني در شعر، توجه به محتوا و عرضهي آن در شکل قابل قبول و آگاهانه،
آشناست. ويژگي زباني در شعرهاي فياض، به کارگيري قرينههاي لفظي و محتوايي به خاطر
افادهي شاعرانه محتواست. واژهي آوارهگي در پيوند با واژهي دلتنگي و غروب،
بدون شک، قرينه سازي لفظي براي ترسيم تصويري از نااميدي است که شاعرانه آورده است:
سرزمين من! / وقتي که بازوانت قلم شوند / غبار تلخ درختانت را / با کدام آب حادثه
شست و شو دهم؟»
پرهيز از حشو و پرگويي زباني در کاربرد واژهها، تراکم تصوير
و ازدحام ايماژها يکي از ويژگيهاي شعر فياض است. بسياري از شاعران هم نسل او به
دليل نبود تجربه در فرآيند به کارگيري زبان و ديگر عناصر ادبي به منطور پر کردن
خلاء وزني به اين دام افتاده اند. وي با زيان اين زوايد ناپسند، آشناست و در حدّ
توان از اين حشوهاي «مخّل» در شعر استفاده نکرده است. شعرهاي فياض، برج عاج نشين
نيست، بلکه در نفس اجتماع و زندگي، جاري است. افزون بر آن، رويکرد سادگي و صداقت و
دوري از تکلّف، سرشت گفتار در زبان شعر او نزديک شده است که اين مسأله، ميزان
تجربه و قدرت احاطهي شاعر را بر زبان مي رساند. اين نمونه، گواه سخن ما است:
روان از موج هند و چين گرفته / غزل را درد کفر و دين گرفته
ميان انتخاب سخت، ما را / تب عشق جلال الدين گرفته
در شعرهاي او، عشق، حادثهاي تکراري نيست. معشوق يا معشوقه،
موجود واحدي نيست که همواره تصويري تغيير ناپذير داشته باشد و بلکه عشق در شعرهاي
وي چيزي است که مي بايست خاکستر نشين باشد. دليل خلق جهان ادبي اوست که به گونههاي
متفاوت به ظهور ميرسد. معشوقههاي او زميني و آشناست. وي شاعري اجتماعي و سياسي
است. در هم آميختهگي اين مسايل با دنياي هنري و ادبي شاعر، خوش نشين است.
فياض به موسيقي دروني و معنوي شعر بيش تر ميانديشد تاموسيقي
بيروني و کناري. بنابر اين، وزن و قافيه را ابزاري براي خوش سرودن ميداند شعر در
نهاد شاعر، فريادي است از اعماق تنهايي؛ چون جهان شاعر، جهان تنهايي و فردي است.اين
باور از جهان شعر، مخاطب را به شناخت هر چه بيشتر تلخي و عمقي دردناک اين جهان
راهنمايي مي کند.
:نظرات
سلام بر جناب فیاض و آرزوی توفیق و سلامتی برای شما و همینطور شریعتی عزیز. من هنوز به این شماره فرخار دست رسی نداشته ام اگر امکان داشت ما را هم راهنمایی کنید که از کجا می توان تهیه نمود. ضمنا می خواستم بگویم آخرین سروده ام را در ویبلاگ قرار داده ام. اگر نقد ونظری داشتید دریغ نفرمایید.
salaam
az khairate sare shoma ba safhaye khanaye adabiat ashna shodim.