جنگ (زهرا حسينزاده
جنگ
عادت نمي کنيم
به اين جنگ تن به تن
لطفا تو ماشه را
بچکان در دهان من
ماهي لعل وآب
ارزگان حديث ماست
چشمت اجازه داد
صدايت کنم وطن
درگير شبهه هاي
تو از هوش مي روم
افتاد خون حوصله
ها پاي سوءظن
پايان اخم وتخم
خودم را نوشته ام
قرمز بخوان درآينه
"ديگر نه تو نه من"
تنها بليط و يک
چمدان راه چاره است
آب از سرم گذشته
خداوند فوت وفن
درچادري سياه زني
گيج مي رود
خود را رها کن
آخر غمگين ترين اتن
با خون من عجين
شده اي مرد متهم
آهسته تر بيا رگ
ديوانه را بزن
:نظرات
`تشکر ميکنم از استاد فياض بابت نشر اثرات از اين قبيل و از اين طريق به خانم حسين زاده هم تبريک عرض می کنم موفقيت هردو تان آرزوی ماست سربلند باشيد الهی
بدرود
سعیدی هنوز با همان روانی ماه هزارپاره می نویسد اما کمی ساده....!1!